X
تبلیغات
پزشک خانواده گلستان
 

با سلام خدمت همکاران گرامی

بنا به درخواست عده ای از دوستان لینک دانلود را برای شما شخصاً تهیه کردم .

حالشو ببرین !!                        

لینک اول :دانلود ورژن 11 پزشک خانواده

 

لینک دوم :دانلود ورژن 11 پزشک خانواده

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 19:28 توسط محفوظ |

 

با سلام مجدد

براتون لینک دانلود تفاهم نامه سال ۸۹ رو میذارم تا مطالعه بفرمایید :

دانلود تفاهم نامه

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 19:27 توسط محفوظ |

 

 لینک بسته شده باز شد :

 لینک دانشگاه یزد برای دانلود ورژن

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 19:9 توسط محفوظ |

با سلام خدمت همکاران گرامی

خبر داغ اینکه ورژن ۱۱ پزشک خانواده ( دستورالعمل اجرای طرح پزشک خانواده ورژن ۱۱)  وارد بازار شد !!!

من دانلود کردم . اما با کمال تعجب بعدا دیدم که آدرسی که ازش دانلود کردم بسته شد !! 

اما برای شما یک لینک اختصاصی درست کردم تا بتوانید دانلود کنید :


دانلود ورژن 11 پزشک خانواده


به نظر میاد خبر رسیدن ورژن درز کرده بوده !!

به هر حال ورژن تفاوتهای جالب و مطلوبی دارد . امیدوارم اجرا شود چرا که به نفع پزشکان خواهد شد .

قابل توجه اینکه از اول سال ۸۹ اجرایی هست یعنی مابه التفاوت باید به حسابها ریخته شود .

موفق و پایدار باشید .

منتظر خبرهای بعدی باشید ....

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 20:29 توسط محفوظ |

کاریکاتور زیر را به مناسبت شروع طرح هدفمند سازی یارانه ها به شما دوستان تقدیم میکنم :

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 22:23 توسط محفوظ |

آخر فصل که می شود گروهی از دوستان ستادی سوار بر اسبهای آهنی خویش به تاخت راهی مراکز بهداشتی درمانی می شوند تا با پایشی عجیب کارنامه اعمال پزشکان خانواده را به دستانشان بسپارند !!

آری . پایش کذایی که بیشتر به یک بازی یا یک شعبده بازی می ماند تا .....

برگه هایی را جلویت می گذارند و می پرسند :

چرا آب را می جوشانیم ؟!!!!

انگار بچه ای را می آزمایند.... تا معلوم شود پزشکشان می داند که چرا آب را می جوشانند !!!

از این که بگذریم سوالات این پرسشنامه ها را که می بینی نمی فهمی چه انسان شیر پاک خورده ای با چه نیتی اینهمه سوال متفاوت و گاه مشابه ! را با فکر عظیم خویش نوشته تا چه بشود ؟

واقعا سوالاتی بی مفهوم ، با تعداد زیاد که دست یافتن به هر کدام از پاسخهاشان سالها وقت لازم است اما عزیزان هر فصل از ما سوال می فرمایند !!

به قول عزیزی که چه کسی آن عزیز طراح سوال را پایش کرده و چه انگیزه ای از این سوالات وجود دارد ؟

دوستان پزشک خانواده حرف مرا کاملا درک میکنند .

آخر کار گویی که مچ گیری باشد یا دزد را پیدا کرده باشند با نگاه عاقل اندر نادانِ پایش کننده محترم روبرو می شوی که انگار چه کار عظیمی انجام داده و چه ماموریت خطیری را به انجام رسانده باشد !!!!

جالب آنکه با اینهمه لطف و نمراتی که به هر داستانی کسب میکنی باز هیچ تضمینی نیست که در مراحل بعدی نمرات از ۹۰ تا زیر ۸۰ تغییر نکند !!!

خوش باشید ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 22:15 توسط محفوظ |

تو تو تخت خودت خوابیدی و راحتی غذات یه وقتی داره و خوابت ساعتی

مدرسه میری و شانست واسه زندگی بالاس نمیشه ردش کنی دایی سخت نگیر

یه بابا داری که مث شیر پشت سرت مامانی که قلبش با قلب تو می تپه

حالا بزرگ تر می شی و می بینی زندگی چطور آدم و خم میکنه دایی سخت نگیر

دایی قدر اون چیزی رو که داری داشته باش زندگی مث رنگ و قلم و تو نقاش

هر جور رنگش کنی همون جور میمونه نشه جغد شومی تو بومت بخونه

نشه سفیدیه چشمات یه روز خون بشه نشه صورت قشنگت گلگون بشه

دایی یاد بگیر همه چی رو تجربه کنی ولی تو بعضی راها دیگه برگشتی نیس

به هر دستی که دس دادی دست تو بپا دایی بترس از گرگای آدم نما

تن لخت تو بده به کسی که روح لختشو هدیه میده بهت و پاش می افته

دایی بپا بکارت روحت خط نخوره این یکی پرده رو نمیشه دوخت دوباره

اگه نخونی و ندونی پس زود خام میشی سرتو بالا نیگه دار نشه رام شی

نگی روسری روسرت محدود شدی حدود و تو تعیین می کنی زندگی یعنی

زندونی که آزادیت دست خودت مگه کوه و میشه به بند کشید دایی

سارینا بیا ببین داییتو دوباره گلی که کاشته امروزفقط یه خار سارینا قصم همیشه گریه داره سارینا سارینا سارینا



نشه اخم کنی به اون دختر بچه ای که گلی داره تو دستشو می خواد بهت

بفروشه روبرگردونی و با خودت بگی فرق داری حتما آره فرق داری دایی

اون یه بچه کارگره از پایین شهر فقر و ترس و سیاهی همراهشن

باباش معتاد دایی ببین صورتشو جای سرخ سیلی سرد پدرشو

فقط نه سال داره تو مدرسه نیستو طعم تلخ کارو به دوش کشیده و

گلی که پرپر میشه تو دست مشتری اون گلی که با تلخی ازش می خری

واسه اون گل نیست یه لقمه نونه ضامن اینکه کتک نخوره تو خونه

نپرس تقصیر کیه خودت می فهمی نپرس قصه اش طولانیه دایی زمین_

پر از آدمایی که کار میکنن و یه عده ای فقط پول دارن یه مشت عقده ای

که از کار کارگرا کاخ ساختنو چه کسایی تو این راه جون باختنو

این چیزارو به دیگرون بگی بهت میخندن آخه زشتیم عادت میشه واسه آدم

ولی تو قصه ی خودتو بکش نقاش بزار هر کی هر چی هس باشه ، تو خودت باش

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 21:59 توسط محفوظ |

در خبرها خواندیم که دو تن از اساتید دانشگاه شهید بهشتی تهران امروز در یک اقدام ناجوانمردانه مورد سوء قصد قرار گرفتند که متاسفانه یک تن از ایشان فوت نمودند .

ضمن ابراز همدردی با خانواده ایشان و بازماندگان آنها ، به عنوان یکی از ایرانیان دوستدار ایران این اقدام ناجوانمردانه را محکوم میکنم .

اینکه چه فرد یا افرادی یا چه گروهی با چه نیتی دست به این اقدام زده است ، عملی بسیار ناجوانمردانه و غیر انسانی انجام شده  و باید ابراز تاسف کرد که هنوز این اقدامات نا بخشودنی در گوشه و کنار دنیا قربانی میگیرد .

آرزوی سعادت برای باز ماندگان و شادی روح عزیزان از دست رفته را از خدا خواهانم .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 21:32 توسط محفوظ |

"تازيانه"

دست مزن!چشم،ببستم دو دست

راه مرو!چشم،دو پايم شكست

 

حرف مزن!قطع نمودم سخن

نطق مكن!چشم،ببستم دهن

 

هيچ نفهم!اين سخن عنوان مكن

خواهش نافهمي انسان مكن

 

لال شوم،كورشوم،كرشوم

ليك محال است كه من خر شوم

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 21:21 توسط محفوظ |

 

لطفا  مطلب نوشته شده در وبلاگ ***عشق*** با عنوان " خبر آمد خبری در راه است " را حتما بخوانید .

لینک به وبلاگ : ***عشق***

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 21:20 توسط محفوظ |